دردودل مادرانه
سلام مامانی
خوبی گلم عزیزم دیروز با بابایی اومدیم کنارت خیلی دلم میخواست سنگ قبرتو در آغوش بگیرمو حسابی گریه کنم ولی دلم نیومد باباییتو اذیت کنم اون بیچاره که منتظره من یه چیز بگم بزنه زیر گریهههههههههههه
خب گلی مامان اصلا اینقدر به خدا میگم بهم برگردون بهم برگردون که خدا جوش بیاد بگه بیا اینم نی نیت دیگه از جونم چی میخوای
راستی امروز رفتم نی نی یکی از دوستامو دیدم تازه به دنیا اومده پسره اسموشو ماهان گذاشتن میگن وقتی یه نی نی تازه به دنیا میاد به صورتش نگاه کنی هرچی از خدا بخوای بهت میده منم تو رو خواستم فقط تورو با سلامتیت درکنار منو بابایی باشه
یه چیز دیگه این روزا چاقاله با آلوچه زیاد شده هرموقع هوس میکنم به بابایی میگم بخر میگه اگه تو باردار بشی هرچی بخوای برات میخرم
فکر کن مامان که چاق بوده اون موقع میترکه چون میدونم که از الان که باردار نیستم هوس میکنم چه برسه اون موقع ههههههههههههههه


دردودل مادرانه
